پیج دیابتی پلاس
کد خبر: 1327

اختلالات اضطرابی در کودکان!

اختلالات اضطرابی یکی از شایع ترین اختلالات در کودکان و نوجوانان محسوب میشود. از بین ۸ کودک ۱ نفر دچار این اختلال است٬ اختلالات اضطرابی رایج و قابل در مان است ...

اختلالات اضطرابی باعث ترس و نگرانی شدید و تغییر در رفتار ، خواب ، غذا خوردن یا خلق و خوی کودک می شود. اختلالات اضطرابی مختلف می تواند کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد.  آنها عبارتند از:

 اختلال اضطراب فراگیر

 اختلال اضطراب جدایی

 اختلال اضطراب اجتماعی

 اختلال هراس

 جهش انتخابی

 فوبیای خاص

اختلالات اضطرابی در کودکان!

 

 اختلال اضطراب فراگیر (GAD):

GAD تقریباً هر روز کودکان را نگران می کند - و در مورد بسیاری از چیزها.  کودکان مبتلا به GAD نگران چیزهایی هستند که اکثر بچه ها نگران آن هستند ، مانند تکالیف خانه ، آزمایش یا اشتباه. اما با GAD ، بچه ها بیشتر و بیشتر اوقات نگران این موارد هستند.  کودکان مبتلا به GAD همچنین نگران چیزهایی هستند که والدین انتظار ندارند باعث نگرانی آنها شود. به عنوان مثال ، آنها ممکن است نگران تعطیلات ، زمان ناهار ، جشن های تولد ، زمان بازی با دوستان یا سوار شدن بر اتوبوس مدرسه باشند.  کودکان مبتلا به GAD همچنین ممکن است نگران جنگ ، آب و هوا یا آینده باشند.  یا در مورد عزیزان ، ایمنی ، بیماری یا صدمه دیدن. داشتن GAD تمرکز بچه ها را در مدرسه برای بچه ها سخت می کند.  زیرا با GAD ، تقریباً همیشه یک نگرانی در ذهن بچه ها وجود دارد.  GAD آرامش و تفریح ​​، غذا خوردن خوب یا خواب شبانه را برای بچه ها سخت می کند.  آنها ممکن است روزهای زیادی از مدرسه را از دست بدهند زیرا نگرانی باعث می شود احساس بیماری ، ترس یا خستگی در آنها ایجاد شود. برخی از کودکان مبتلا به GAD نگرانی ها را برای خود نگه می دارند.  دیگران در مورد نگرانی های خود با والدین یا معلم صحبت می کنند.  آنها ممکن است بارها و بارها بپرسند آیا چیزی که نگران آن هستند اتفاق می افتد یا خیر.  اما برای آنها سخت است که احساس خوبی داشته باشند ، مهم نیست که والدین چه می گویند.

همچنین ببینید:

زردی نوزاد چیست!؟

 اختلال اضطراب جدایی (SAD):

طبیعی است که نوزادان و بچه های خردسال در اولین دوری که از والدین خود جدا می شوند ، احساس اضطراب کنند.  اما به زودی آنها به بودن با پدربزرگ و مادربزرگ ، پرستار بچه یا معلم عادت می کنند.و آنها احساس می کنند در مهد کودک یا مدرسه در خانه هستند. اما وقتی بچه ها ترس از جدایی از والدین را پشت سر نگذارند ، به آن اختلال اضطراب جدایی می گویند.  حتی با بزرگتر شدن ، کودکان مبتلا به SAD از دور بودن از والدین خود یا دور از خانه بسیار مضطرب می شوند.  آنها ممکن است روزهای زیادی از مدرسه را از دست بدهند.  آنها ممکن است بگویند برای رفتن خیلی احساس بیماری یا ناراحتی می کنند.  آنها ممکن است به والدین خود بچسبند ، گریه کنند یا از رفتن به مدرسه ، خواب ، سرگرمی یا سایر فعالیتها بدون والدین خود امتناع کنند. در خانه ، آنها ممکن است در به خواب رفتن یا تنها خوابیدن مشکل داشته باشند. اگر والدینشان در این نزدیکی نباشند ممکن است از حضور در اتاقی در خانه خودداری کنند.

 

 هراس اجتماعی (اختلال اضطراب اجتماعی):

با هراس اجتماعی ، بچه ها بیش از حد از آنچه دیگران فکر می کنند یا می گویند می ترسند.  آنها همیشه می ترسند که کاری شرم آور انجام دهند یا بگویند.  آنها نگران هستند که ممکن است عجیب به نظر برسند یا به نظر برسند. آنها دوست ندارند مرکز توجه باشند.  آنها نمی خواهند دیگران به آنها توجه کنند ، بنابراین ممکن است از بلند کردن دست خود در کلاس اجتناب کنند.  اگر در کلاس با آنها تماس گرفته شود ، ممکن است یخ زده یا وحشت زده شوند و نمی توانند پاسخ دهند. با هراس اجتماعی ، ارائه کلاس یا فعالیت گروهی با همکلاسی ها می تواند باعث ترس شدید شود. هراس اجتماعی می تواند باعث شود کودکان و نوجوانان از مدرسه یا دوستان خود اجتناب کنند.  آنها ممکن است قبل یا حین مدرسه احساس بیماری یا خستگی کنند.  آنها ممکن است از سایر احساسات بدن که با اضطراب همراه است نیز شکایت کنند.  به عنوان مثال ، آنها ممکن است احساس کنند ضربان قلب آنها تنگ شده است یا احساس تنگی نفس می کنند.  آنها ممکن است احساس تپش کنند و احساس کنند نمی توانند بی حرکت بنشینند.  آنها ممکن است احساس کنند صورتشان داغ یا سرخ می شود.  آنها ممکن است احساس لرزش یا سبکی سر کنند.

 

 اختلال هراس:

این حملات اضطرابی ناگهانی می تواند باعث علائم جسمی زیادی شود ، مانند احساس لرزش یا تکان خوردن ، لرزش ، ضربان قلب تند و تنگی نفس.  حملات هراس می تواند در هر زمان رخ دهد.  آنها در نوجوانان بیشتر از کودکان شایع هستند. جهش انتخابی  این شکل شدید هراس اجتماعی باعث می شود بچه ها آنقدر بترسند که صحبت نکنند.  بچه ها و نوجوانانی که آن را دارند می توانند صحبت کنند.  و آنها در خانه یا با نزدیکترین افراد خود صحبت می کنند.  اما آنها به هیچ وجه در مدرسه ، با دوستان یا جاهایی که این ترس را دارند صحبت نمی کنند.

 

 فوبیای خاص:

طبیعی است که بچه های کوچک از تاریکی ، هیولاها ، حیوانات بزرگ یا صداهای بلند مانند رعد و برق و آتش بازی بترسند.  بیشتر اوقات ، وقتی بچه ها احساس ترس می کنند ، بزرگسالان می توانند به آنها کمک کنند تا دوباره احساس امنیت و آرامش کنند. اما فوبیا ترس شدیدتر و طولانی مدت تر از یک چیز خاص است.  با یک فوبیا ، کودک از چیزی که می ترسد می ترسد و سعی می کند از آن اجتناب کند. اگر آنها در نزدیکی چیزی باشند که از آن می ترسند، احساس وحشت می کنند و آرامش آنها سخت است. با یک هراس خاص ، بچه ها ممکن است از چیزهایی مانند حیوانات، عنکبوت، سوزن یا شلیک، خون، پرتاب، رعد و برق، افراد با لباس یا تاریکی ترس زیادی داشته باشند.  فوبیا باعث می شود بچه ها از رفتن به مکان هایی که فکر می کنند ممکن است چیزی را که می ترسند ببینند ، اجتناب کنند.  به عنوان مثال ، یک کودک مبتلا به فوبیای سگ ها ممکن است به خانه دوست ، پارک یا مهمانی نرود ، زیرا ممکن است سگ ها در آنجا باشند.

 

 علائم و نشانه های اضطراب چیست؟

 ممکن است والدین یا معلم نشانه هایی از اضطراب کودک یا نوجوان را مشاهده کنند.  به عنوان مثال ، یک کودک ممکن است چسبیده ، مدرسه را از دست بدهد یا گریه کند.  آنها ممکن است ترسیده یا ناراحت عمل کنند ، یا از صحبت کردن یا انجام کارها خودداری کنند.  کودکان و نوجوانان مبتلا به اضطراب نیز علائمی را احساس می کنند که دیگران نمی توانند مشاهده کنند. این می تواند باعث ترس ، نگرانی یا عصبی شدن آنها شود. این می تواند بر بدن آنها نیز تأثیر بگذارد.  آنها ممکن است احساس لرزش ، عصبانیت یا تنگی نفس کنند.  آنها ممکن است "پروانه" را در معده خود احساس کنند ، صورت داغی داشته باشند ، دستان آفتابی ، خشکی دهان یا قلب تپنده وجود داشته باشد. این علائم اضطراب نتیجه پاسخ "مبارزه یا فرار" است.  این واکنش طبیعی بدن در برابر خطر است.  باعث ترشح مواد شیمیایی طبیعی در بدن می شود.  این مواد شیمیایی ما را برای مقابله با یک خطر واقعی آماده می کند.  آنها بر ضربان قلب ، تنفس ، ماهیچه ها ، اعصاب و گوارش تأثیر می گذارند.  این پاسخ به منظور محافظت از ما در برابر خطر است.  اما در مورد اختلالات اضطرابی ، پاسخ "مبارزه یا فرار" بیش فعال است.  این اتفاق می افتد حتی زمانی که هیچ خطر واقعی وجود ندارد.

همچنین ببینید:

آیا ممکن است فرزند من دیابت نوع 1 داشته باشد؟

 چه چیزی باعث اختلالات اضطرابی می شود؟

 چندین چیز در ایجاد بیش از حد "دعوا یا فرار" که با اختلالات اضطرابی اتفاق می افتد نقش دارند.  آنها عبارتند از:

 ژنتیک: کودکی که دارای یکی از اعضای خانواده اش با اختلال اضطراب است ، به احتمال زیاد نیز چنین مشکلی دارد.  بچه ها ممکن است ژن هایی را به ارث ببرند که آنها را مستعد اضطراب می کند.

 شیمی مغز: ژن ها به نحوه عملکرد مواد شیمیایی مغز (موسوم به انتقال دهنده های عصبی) کمک می کنند.  اگر مواد شیمیایی خاص مغز کم باشد یا خوب کار نکند ، می تواند باعث اضطراب شود.

 موقعیت های زندگی:اتفاقاتی که در زندگی کودک رخ می دهد می تواند استرس زا باشد و کنار آمدن با آن دشوار است.  از دست دادن ، بیماری جدی ، مرگ یکی از عزیزان ، خشونت یا بدرفتاری می تواند برخی از کودکان را مضطرب کند.

 رفتارهای آموخته شده:بزرگ شدن در خانواده ای که دیگران در آن ترسناک یا مضطرب هستند نیز می تواند ترس را به کودک بیاموزد.

 

 اختلالات اضطرابی چگونه درمان می شوند؟

 بیشتر اوقات ، اختلالات اضطرابی با درمان رفتاری شناختی (CBT) درمان می شوند.  این یک نوع صحبت درمانی است که به خانواده ها ، کودکان و نوجوانان کمک می کند تا مدیریت نگرانی ، ترس و اضطراب را بیاموزند.

 CBT به بچه ها می آموزد که آنچه آنها فکر می کنند و انجام می دهند بر احساس آنها تأثیر می گذارد.  در CBT ، بچه ها یاد می گیرند که وقتی از چیزی که می ترسند و دوری می کنند ، ترس همچنان قوی می ماند.  آنها یاد می گیرند که وقتی با ترس روبرو می شوند ، ترس ضعیف می شود و از بین می رود.

 در CBT:

 والدین می آموزند که چگونه در زمان اضطراب کودک بهترین واکنش را نشان دهند.  آنها یاد می گیرند چگونه به کودکان در مواجهه با ترس کمک کنند.

 بچه ها مهارت های مقابله ای را یاد می گیرند تا بتوانند کمتر با ترس روبرو شوند و نگران شوند.

 درمانگر به بچه ها کمک می کند تا تمرین کنند ، و در حین تلاش حمایت و ستایش می کند.  با گذشت زمان ، کودکان یاد می گیرند که با ترس ها روبرو شوند و احساس بهتری داشته باشند.  آنها یاد می گیرند که به موقعیت هایی که از آن می ترسند عادت کنند.  آنها از آموخته های خود احساس غرور می کنند.  و بدون نگرانی های زیاد ، آنها می توانند روی چیزهای دیگر - مانند مدرسه ، فعالیتها و سرگرمی تمرکز کنند.  گاهی اوقات از داروها برای کمک به درمان اضطراب نیز استفاده می شود.

 

 چگونه می توانم به فرزندم کمک کنم؟

 اگر فرزند شما دارای اختلال اضطرابی است ، راههای زیر می تواند به شما کمک کند:

 یک درمانگر آموزش دیده بیابید و فرزند خود را به تمام قرارهای درمانی ببرید.

 اغلب با درمانگر صحبت کنید و بپرسید چگونه می توانید به بهترین نحو به فرزند خود کمک کنید.

 به کودک خود کمک کنید تا با ترسها روبرو شود.  از درمانگر بپرسید چگونه می توانید به فرزند خود در تمرین در خانه کمک کنید.  فرزند خود را به خاطر تلاش هایش برای مقابله با ترس ها و نگرانی ها ستایش کنید.

 به بچه ها کمک کنید در مورد احساسات صحبت کنند.  گوش دهید و به آنها اطلاع دهید که آنها را درک کرده اید ، دوست دارید و قبول دارید.  یک رابطه دلسوزانه با شما به فرزند شما کمک می کند تا نقاط قوت درونی خود را ایجاد کند.

 فرزند خود را تشویق کنید تا قدم های کوچکی به جلو بردارد.  اجازه ندهید فرزند شما تسلیم شود یا از چیزی که می ترسد دوری کند.  به آنها کمک کنید قدم های مثبت مثبت کوچکی بردارند. صبور باشید مدتی طول می کشد تا درمان موثر واقع شود و بچه ها احساس بهتری داشته باشند.

 

توجه : مطالب پزشک من از منابع خارجی ترجمه شده و تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارد . از این رو توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست .

منابع:

kidshealth

دیدگاه تان را بنویسید