پیج دیابتی پلاس
کد خبر: 1984

امپاتی (همدلی) چیست!؟

امپاتی به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن ست. هر چه توانایی امپاتی در شما بیشتر باشد ارتباط های صمیمی تر بیشتری با دیگران خواهید داشت...

امپاتی (همدلی) توانایی درک عاطفی احساسات دیگران، دیدن چیزها از دیدگاه آنها و تصور خود در جای آنهاست.  اساساً این است که خود را در موقعیت دیگران قرار دهید و احساس کنید که آنها باید چه احساسی داشته باشند.

 وقتی می بینید که شخص  در حال رنج است، ممکن است بتوانید فوراً خود را به جای او تصور کنید و نسبت به آنچه که بر او می گذرد احساس همدردی کنید.

امپاتی (همدلی) چیست!؟

 

 در حالی که مردم به طور کلی با احساسات و عواطف خود کاملاً هماهنگ هستند، ورود به ذهن دیگران می تواند کمی دشوارتر باشد.  توانایی احساس همدلی به افراد این امکان را می دهد که خود را به جای دیگران بگذارند.  این به افراد اجازه می دهد تا احساساتی را که دیگران احساس می کنند درک کنند.

 برای بسیاری، دیدن شخص دیگری در حال درد و پاسخ دادن با بی تفاوتی یا حتی خصومت آشکار، کاملاً غیرقابل درک به نظر می رسد.  اما این واقعیت که برخی افراد چنین پاسخ می‌دهند به وضوح نشان می‌دهد که همدلی لزوماً پاسخی جهانی به رنج دیگران نیست.

همچنین ببینید:

بی اشتهایی و افسردگی!

 نشانه های همدلی

 برخی از نشانه‌ها وجود دارند که نشان می‌دهند شما فردی همدل هستید:

 شما در گوش دادن به آنچه دیگران می گویند خوب هستید.

 مردم اغلب مشکلات خود را به شما می گویند.

 شما در درک احساسات دیگران خوب هستید.

 شما اغلب به احساس دیگران فکر می کنید.

 افراد دیگر برای مشاوره به شما مراجعه می کنند.

 اغلب احساس می کنید تحت تأثیر رویدادهای غم انگیز هستید.

 شما سعی می کنید به دیگرانی که رنج می برند کمک کنید.

 شما در گفتن زمانی که مردم صادق نیستند خوب هستید.

 گاهی اوقات در موقعیت‌های اجتماعی احساس خستگی یا فرسودگی می‌کنید.

 شما عمیقاً به دیگران اهمیت می دهید.

 برای شما سخت است که در روابط خود با دیگران حد و مرز تعیین کنید.

 داشتن مقدار زیادی همدلی باعث می شود که نگران رفاه و شادی دیگران باشید.  با این حال، این همچنین به این معنی است که گاهی اوقات ممکن است در فکر کردن به احساسات دیگران غرق شوید، فرسوده شوید یا حتی بیش از حد تحریک شوید.

 

 انواع همدلی:

 انواع مختلفی از همدلی وجود دارد که ممکن است فرد تجربه کند:

 همدلی عاطفی شامل توانایی درک احساسات فرد دیگر و پاسخ مناسب است.  چنین درک عاطفی ممکن است منجر به احساس نگرانی در مورد رفاه شخص دیگر شود، یا ممکن است منجر به احساس ناراحتی شخصی شود.

 همدلی جسمانی شامل داشتن نوعی واکنش فیزیکی در پاسخ به چیزی است که شخص دیگری تجربه می کند.  گاهی اوقات افراد به صورت فیزیکی آنچه را که شخص دیگری احساس می کند تجربه می کنند.  برای مثال، وقتی می بینید که شخص دیگری احساس خجالت می کند، ممکن است شروع به سرخ شدن یا ناراحتی  کنید.

 همدلی شناختی شامل توانایی درک وضعیت روانی فرد دیگر و آنچه ممکن است در پاسخ به موقعیت فکر می کند، باشد.  این مربوط به چیزی است که روانشناسان از آن به عنوان تئوری ذهن یاد می کنند، یا به فکر کردن در مورد آنچه دیگران فکر می کنند.

 در حالی که همدردی و شفقت با همدلی مرتبط است، تفاوت های مهمی نیز وجود دارد.  معمولاً تصور می‌شود که شفقت و همدردی بیشتر شامل یک ارتباط منفعلانه است، در حالی که همدلی معمولاً شامل تلاش بسیار فعال‌تری برای درک شخص دیگر است.

 انسانها قطعاً قادر به رفتار خودخواهانه و حتی ظالمانه هستند.  یک اسکن سریع از هر روزنامه به سرعت اقدامات ناخوشایند، خودخواهانه و شنیع بسیاری را نشان می دهد.  سوال این است که چرا همه ما همیشه درگیر چنین رفتارهای خودخواهانه نیستیم؟  چه چیزی باعث می شود که درد دیگری را احساس کنیم و با مهربانی پاسخ دهیم؟

 توانایی تجربه همدلی چندین مزیت دارد:

 همدلی به افراد این امکان را می دهد که با دیگران ارتباط اجتماعی برقرار کنند.  با درک افکار و احساسات مردم، افراد می توانند در موقعیت های اجتماعی واکنش مناسب نشان دهند.  تحقیقات نشان داده است که داشتن روابط اجتماعی برای سلامت جسمی و روانی مهم است.

 همدلی با دیگران به شما کمک می کند تا یاد بگیرید که احساسات خود را تنظیم کنید.  تنظیم عاطفی از این جهت مهم است که به شما امکان می دهد احساسات خود را حتی در مواقع استرس شدید، بدون اینکه تحت فشار قرار بگیرید، مدیریت کنید.

 همدلی باعث ترویج رفتارهای کمکی می شود.  نه تنها زمانی که با دیگران احساس همدلی می کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که در رفتارهای مفید شرکت کنید، بلکه افراد دیگر نیز زمانی که همدلی را تجربه می کنند، بیشتر به شما کمک می کنند.

 همه در هر موقعیتی همدلی را تجربه نمی کنند.  برخی از افراد ممکن است به طور کلی به طور طبیعی همدلی بیشتری داشته باشند، اما مردم نیز تمایل دارند نسبت به برخی افراد احساس همدلی بیشتری داشته باشند و نسبت به بعضی افراد کمتر احساس همدلی کنند.

 برخی از عوامل مختلفی که در این گرایش نقش دارند عبارتند از:

 نحوه درک مردم از طرف مقابل

 چگونه مردم رفتارهای فرد دیگر را نسبت می دهند.

 آنچه مردم مقصر گرفتاری دیگران می دانند.

 تجربیات و انتظارات گذشته

 تحقیقات نشان داده است که تفاوت‌های جنسیتی در تجربه و ابراز همدلی وجود دارد، اگرچه این یافته‌ها تا حدودی مختلط هستند.  زنان در آزمون‌های همدلی نمره بالاتری می‌گیرند و مطالعات نشان می‌دهد که زنان تمایل به احساس همدلی شناختی بیشتری نسبت به مردان دارند.

 در ابتدایی ترین سطح، به نظر می رسد دو عامل اصلی در توانایی تجربه همدلی نقش دارند: ژنتیک و اجتماعی شدن.  اساساً، مشارکت نسبی قدیمی طبیعت و پرورش را کاهش می‌دهد.

 والدین ژن هایی را منتقل می کنند که به شخصیت کلی کمک می کند، از جمله تمایل به همدردی، همدلی و شفقت.  از سوی دیگر، مردم نیز توسط والدین، همسالان، جوامع و جامعه اجتماعی می شوند.  نحوه رفتار مردم با دیگران و همچنین احساس آنها نسبت به دیگران اغلب بازتابی از باورها و ارزش هایی است که در سنین بسیار پایین القا شده است.

 

 موانع همدلی

 چند دلیل که چرا افراد گاهی اوقات همدلی ندارند عبارتند از سوگیری های شناختی، غیرانسانی کردن، و مقصر دانستن قربانی.

 

 سوگیری های شناختی

 گاهی اوقات نحوه درک مردم از دنیای اطراف تحت تأثیر تعدادی از سوگیری‌های شناختی است.  به عنوان مثال، افراد اغلب شکست های دیگران را به ویژگی های درونی نسبت می دهند، در حالی که کاستی های خود را به گردن عوامل بیرونی می اندازند.

 این سوگیری‌ها می‌توانند دیدن همه عواملی را که به یک موقعیت کمک می‌کنند دشوار کند و احتمال اینکه افراد بتوانند موقعیتی را از منظر دیگری ببینند، کمتر می‌کند.

همچنین ببینید:

برخی از شایع ترین بیماری های موجود در حیطه‌ی مغز و روان!

 انسانیت زدایی

 بسیاری نیز قربانی این تله می شوند که فکر می کنند افرادی که با آنها متفاوت هستند نیز مانند آنها احساس و رفتار نمی کنند.  این امر به ویژه در مواردی که افراد دیگر از نظر فیزیکی دور هستند رایج است.

 به عنوان مثال، زمانی که گزارش‌هایی از یک فاجعه یا درگیری در یک سرزمین خارجی را تماشا می‌کنند، اگر فکر کنند کسانی که در رنج هستند اساساً با خودشان متفاوت هستند، ممکن است کمتر احساس همدلی کنند.

 

 مقصر دانستن قربانی

 گاهی اوقات زمانی که شخص دیگری تجربه وحشتناکی را تجربه کرده است، افراد این اشتباه را مرتکب می شوند که قربانی را به خاطر شرایط خود سرزنش می کنند.  به همین دلیل است که اغلب از قربانیان جنایات پرسیده می شود که برای پیشگیری از جرم چه کار متفاوتی انجام داده اند.

 این گرایش ناشی از نیاز به این باور است که جهان مکانی عادلانه است.  مردم می‌خواهند باور کنند که مردم آنچه را که لیاقتشان را دارند به دست می‌آورند و لیاقت چیزی را که به دست می‌آورند، آنها را فریب می‌دهد و فکر می‌کنند که چنین چیزهای وحشتناکی هرگز برایشان اتفاق نمی‌افتد.

 

 تاریخچه مطالعه همدلی

 اصطلاح همدلی برای اولین بار در سال 1909 توسط روانشناس ادوارد بی تیچنر به عنوان ترجمه ای از واژه آلمانی einfühlung (به معنای "احساس داشتن") معرفی شد.  چندین نظریه مختلف برای توضیح همدلی ارائه شده است.

 

 توضیحات عصب شناسی

 مطالعات نشان داده اند که مناطق خاصی از مغز در نحوه تجربه همدلی نقش دارند.  رویکردهای جدیدتر بر فرآیندهای شناختی و عصبی که در پشت همدلی نهفته است، تمرکز دارند.  محققان دریافته‌اند که نواحی مختلف مغز نقش مهمی در همدلی دارند، از جمله قشر کمربندی قدامی و اینسولای قدامی.

 تحقیقات نشان می دهد که مولفه های عصبی زیستی مهمی در تجربه همدلی وجود دارد. فعال شدن نورون های آینه ای در مغز نقشی در توانایی انعکاس و تقلید پاسخ های احساسی ایفا می کند که افراد در صورت قرار گرفتن در موقعیت های مشابه احساس می کردند.

 تحقیقات MRI عملکردی همچنین نشان می‌دهد که ناحیه‌ای از مغز که به نام شکنج فرونتال تحتانی (IFG) شناخته می‌شود، نقش مهمی در تجربه همدلی ایفا می‌کند.  احساساتی که از طریق حالات چهره منتقل می شوند.

 

 توضیحات احساسی

 برخی از اولین کاوش‌ها در موضوع همدلی بر احساس آنچه دیگران احساس می‌کنند، به افراد اجازه می‌دهد تجارب عاطفی مختلفی داشته باشند.  آدام اسمیت فیلسوف پیشنهاد کرد که همدردی به ما امکان می دهد چیزهایی را تجربه کنیم که در غیر این صورت هرگز نمی توانستیم به طور کامل آنها را احساس کنیم.

 این می تواند شامل احساس همدلی هم برای افراد واقعی و هم برای شخصیت های خیالی باشد.  برای مثال، تجربه همدلی با شخصیت‌های داستانی، به افراد اجازه می‌دهد تا طیفی از تجربیات احساسی داشته باشند که در غیر این صورت ممکن است غیرممکن باشد.

 

 توضیحات طرفدار اجتماعی

 هربرت اسپنسر، جامعه شناس، پیشنهاد کرد که همدردی یک کارکرد تطبیقی ​​دارد و به بقای گونه کمک می کند.  همدلی منجر به رفتار کمکی می شود که به نفع روابط اجتماعی است.  انسان ها به طور طبیعی موجوداتی اجتماعی هستند.  چیزهایی که به روابط ما با دیگران کمک می کند، برای ما نیز مفید است.

 وقتی افراد همدلی را تجربه می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که در رفتارهای اجتماعی که به نفع سایر افراد است درگیر شوند.  چیزهایی مانند نوع دوستی و قهرمانی نیز با احساس همدردی با دیگران مرتبط است.

 

 نکاتی برای تمرین همدلی:

 خوشبختانه همدلی مهارتی است که می توانید آن را یاد بگیرید و تقویت کنید.  اگر می خواهید مهارت های همدلی خود را تقویت کنید، چند کار وجود دارد که می توانید انجام دهید:

 بدون وقفه روی گوش دادن به حرفهای دیگران کار کنید.

 به زبان بدن و دیگر انواع ارتباطات غیرکلامی توجه کنید.

 سعی کنید افراد را درک کنید، حتی زمانی که با آنها موافق نیستید.

 از افراد سوال بپرسید تا در مورد آنها و زندگی آنها بیشتر بدانید.

 خود را به جای شخص دیگری تصور کنید.

 در حالی که ممکن است گاهی اوقات همدلی با شکست مواجه شود، اکثر مردم می توانند در موقعیت های مختلف با دیگران همدلی کنند.  این توانایی برای دیدن چیزها از دیدگاه شخص دیگر و همدردی با احساسات دیگران نقش مهمی در زندگی اجتماعی ما دارد.  همدلی به ما این امکان را می دهد که دیگران را درک کنیم و اغلب ما را وادار می کند تا برای تسکین رنج دیگران اقدامی انجام دهیم.

 

توجه : مطالب پزشک من از منابع خارجی ترجمه شده و تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارد . از این رو توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست .

منابع:

verywellmind

دیدگاه تان را بنویسید